من نميدانم چرا هيچ کس نمي نويسد از مردها ....؟؟؟!
از چشم ها ، شانه ها و دستهايشان ..
از آغوششان ، از صدايشان ....
پر رو مي شوند ؟؟؟؟؟؟؟؟
خب بشوند ....مگر خود ما با همين دوستت دارمشان به آسمان نرفته ايم ؟
مگر ما با اتکا به همين دست ها ، همين نگاه ها ، همين آغوش ها ...
در بزنگاه هاي زندگي سر پا نمانده ايم ؟؟؟؟؟؟؟؟
من بلد نيستم دوست داشته باشم ...

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0