برای خیلی ها رفیق بودم.. شاید خیلی ها نارفیق بودند!!!
سعی کردم خوب باشم.. اما بدی دیدم
اعتماد کردم .. رکب خوردم
عاشق شدم.. فارغ بودند
محبت کردم.. لطمه خوردم
مهربون بودم.. بی تفاوتی دیدم
برای همه شادی آفریدم.. اما غمگینن کردند
لب ها رو خندوندم.. چشمهایم راگریوندند
از تنهایی درآوردم.. تنها موندم
پیچیده و دشوار بودن..
من راحت و ساده، اما من رفیق بودم..
و باز هم "رفیق" موندم و در آخر با هرکی ساختم باختم..!!!
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0